یه عید دیگه
نازنیم روزای قشنگ با تو بودن مثل برق دارن میگذرن امیدوارم بتونم مادرشایسته ایربرات باشم وخدا قدرت و توانایی تر بیت درست رو به من عطا کنه باورم نمیشه دوباره داره عید میشه واین دومین عید قشنگ زندگیم در کنار تو هستش خیلی زود گذشت انگار همین دیروز بود که پای هفت سین نشسته بودیم سه تایی تو دل درد داشتی موقع سال تحویل
دوست ندارم روزای قشنگمون زود بیانو برن کاش یه کم طولانی تر میشدن...




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه عید دیگه 
