NOORANOORA، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

قشنگترین هدیه خدا

دندون

دختر گل مامانی سلام این روزاسرم خیلی شلوغه چون درگیر امتحانای اخر ترم هستم نمیدونم فقط چه جوری به کارام میرسم از تو مراقبت میکنم و کی درس میخونم خیلی عصبیو خسته ام اصلا سر از کارم در نمیارم ولی ایشالا هفته دیگه تموم میشه مامانیم یه نفس راحت میکشه  دخترم ببخشید اگر دیر برات نوشتم  ولی یه خبر خوب دارم برات دندون بالائیت بالاخره دراومد یه کو چولو نیش زده یه چند وقتی بود بد جور گاز میگرفتی و خیلی بهونه گیر شده بودی حدس زده بودم برای دندوناته  ایشالا بقیشونم بی دردسر دربیان الان یه موقعیت گیر اووردم که فقط بیام بنویسم که امروزدندونت دراومده  دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتدارم قدر همه ستاره ها و کهکشونا  ...
13 بهمن 1392

قشنگترین خاطره زندگیم.....

 هنوز بهترین خاطره زندگیم لحظه ای که تو پر استرسترین حالت عمرم اولین صدای قشنگی که تا حالا شنیده بودم به گوشم رسید صدای کوچو لوی مامان که زندگیرو فریاد میزدی گریه میکردی که چرا از دنیای ارومت از نزدیکترین جا به قلب مامانت جدات کرده بودن اما نه فکر کنم  دلت برای تنهایی رازو نیاز کردن با خدای مهربونمون تنگ شده بود نمیدونم چه دنیایی داشتی با با معرفتترین رفیق زندگیم با اونی که هر لحظه زندگیمو نو به امیدش به رحمتش رحمانیتش گره زده بودم .....زدم.... ولی خوش به حالت  ...... هنوز  گرمای صورتت رو گونه هامه دوست دارم اون لحظرو خیلی زیاد  انگار منم تازه یک سالم شده انگار تو این سالا زندگی نکردم  بهترین روزای عمرم روزای ...
12 دی 1392

جشن تولد

 مامانی سلام  خیلی خوشحالم گلکم چون داریم به روز تولدت نزدیکو نزدکتر میشیم  مامانی امسال به خاطرامتحاناش تولد شمارو 2 هفته زودتر برگزارکرده با عرض پوزش  اولش قرار نبود تولد باشه ولی یهو شد دیگه همه چیزشم یهویی جور شد قصد تولد گرفتن نداشتم میخواستم همه دور هم باشن  ولی انگار قسمت این بود  خیلی خوب و خوش برگزار شد شمام تا میتونستی ورجه وورجه کردی اخه راه رفتنت خیلی پیشرفت کرده و میتونی یه فاصله تقریبا نیم متریو خودت بری ولی اون پاهای قشنگت هنوز یه کم زورشون کمه ولی بهت قول میدم زود زودبهت کمک کنن قبل ازاینکه مهمونا بیان یه فضای خالی بین تختو دیوار هست که خیلی خوشت میاد بری اونجا   &nbs...
30 آذر 1392

داری یکساله میشی........

سلام گل ناز مامانی  اصلا باورم نمیشه که داره یواش یواش یکسال از اون روز قشنگی که خدای مهربونم تورو به ما هدیه داده میگذره خیلی زود گذشت سخت و شیرین با تمام مشغله هایی که داشتم تک تک روزهای با تو بودن برام  شیرین بود از خدای مهربونم که نعمت به این قشنگیو به من داده میخوام که هیچ وقت تنهات نذاره همیشه دستتو بگیره و تنها راهنمای خوشبختی و عاقبت به خیری در زندگیت باشه میخوام طعم شیرین عبادت و پرستش و یگانگیه خودشو بهت بچشونه و چشماتو به حقایق دنیا باز کنه و معرفتی از جنس بصیرت بهت عطا کنه تا حقیقت بودن وزندگی کردن در این دنیا برات روشن بشه   مامانی گلم خیلی بزرگ شدیو تنها نگرانیم اینه که خوب غذا نمیخوری ولی شیر خوردنو دوس...
29 آذر 1392

10 ماهگی بای بای

سلام مامانی  دختر گلم دیگه داری یواش یواش نزدیک یک سالگی میشی  چقدر دلم برای پارسال این موقع تنگ شده اونموقع که هنوز تو دل مامانی بودی حاضرم همه این سختیارو دوباره تحمل کنم و دوباره برگردم به اون روزا فکر میکنم بهترین روزای زندیگیمو تو گذشته جا گذاشتم که دیگه تکرار نمیشن حتی اون روزی که به دنیا اومدی با همه اضطرابو دلهره ای که داشتم روز ی هزار بار خاطراتمو مرور میکنم که مبادا نکنه یکیشون از قلم بیوفته ........یادم بره... فراموش کنم ...چه روزای خوبیو پشت سر گذاشتم .انگار تا حالا زندگی نکردم ا....لان دارم طعم واقعی عشقو ...زندگیو میچشم..... این روزا دیگه امونمونو بردی از هر چیزی میکشی بالا حتی از دیوار.............البته فکر...
22 آبان 1392

دندونک

سلام مامانی بلاخره دندونت دراومدو مارو از نگرانی رهانیدمبارکهههههههههههههه     بدون شرح.............. دندونات اینقدر میخاره که به بند کفشتم رحم نمیکنی.............   ...
3 آبان 1392